، بخش 2 قانون اساسی ایالات متحده، صلاحیت رسیدگی به اختلافات نژادی را داشتند . علاوه بر شکایات موجود، اسکات ادعا کرد که سنفورد در اول ژانویه 1853 به خانوادهاش حمله کرده و آنها را به مدت شش ساعت اسیر نگه داشته است. [ 35 ]
در محاکمهای در سال 1854، قاضی رابرت ویلیام ولز به هیئت منصفه دستور داد تا در مورد آزادی اسکات به قانون میسوری استناد کنند. از آنجایی که دیوان عالی میسوری رأی داده بود که اسکات برده باقی مانده است، هیئت منصفه به نفع سنفورد رأی داد. سپس اسکات به دیوان عالی ایالات متحده درخواست تجدیدنظر داد، جایی که منشی نام متهم را اشتباه نوشت و پرونده با عنوانی همیشه اشتباه به عنوان «درِد اسکات علیه سندفورد » ثبت شد. مونتگومری بلر و جورج تیکنور کرتیس ، که برادرش بنجامین قاضی دیوان عالی بود، نماینده اسکات در دیوان عالی بودند . سنفورد توسط روردی جانسون و هنری اس. گیر نمایندگی میشد . [ 21 ]
سنفورد به عنوان متهم
[ ویرایش ]
وقتی پرونده تشکیل شد، دو طرف بر سر بیانیهای از حقایق توافق کردند که ادعا میکرد اسکات توسط دکتر امرسون به جان سنفورد فروخته شده است، هرچند این یک داستان حقوقی ساختگی بود . دکتر امرسون در سال 1843 فوت کرده بود و درد اسکات در سال 1847 علیه ایرن امرسون شکایت کرده بود. هیچ سابقهای از انتقال درد اسکات به سنفورد یا انتقال مجدد او به ایرن وجود ندارد. جان سنفورد کمی قبل از آزادی اسکات درگذشت و اسکات در سوابق انحصار وراثت املاک سنفورد ذکر نشده بود. [ 34 ] همچنین، سنفورد به عنوان مجری وصیت دکتر امرسون عمل نمیکرد، زیرا او هرگز توسط دادگاه انحصار وراثت منصوب نشده بود و املاک امرسون هنگام تشکیل پرونده فدرال حل و فصل شده بود. [ 22 ]
شرایط مبهم مالکیت باعث شد بسیاری به این نتیجه برسند که طرفین پرونده درِد اسکات علیه سندفورد ، برای ایجاد یک پرونده آزمایشی ، دسیسهچینی کردهاند . [ 23 ] [ 34 ] [ 35 ] ازدواج مجدد خانم امرسون با نماینده طرفدار لغو بردهداری ایالات متحده، کالوین سی. چافی، برای معاصران مشکوک به نظر میرسید و تصور میشد که سانفورد یک ظاهرسازی است و اجازه داده است که از او شکایت شود، با وجود اینکه در واقع مالک اسکات نبود. با این وجود، سانفورد از سال 1847، قبل از ازدواج خواهرش با چافی، درگیر این پرونده بود. او در پرونده ایالتی برای خواهرش وکیل گرفته بود و در پرونده فدرال نیز همان وکیل را برای دفاع از خود استخدام کرد. [ 23 ] سانفورد همچنین به جای ارائه دفاعیه ظاهری، موافقت کرد که توسط مدافعان واقعی طرفدار بردهداری در دیوان عالی کشور نمایندگی شود.
نفوذ رئیس جمهور بوکانان
[ ویرایش ]
مورخان کشف کردند که پس از آنکه دیوان عالی کشور استدلالهای مربوط به این پرونده را شنید، اما قبل از صدور حکم، رئیس جمهور منتخب، جیمز بوکانان، به دوستش، جان کاترون، قاضی دستیار دیوان عالی، نامه نوشت تا بپرسد که آیا این پرونده قبل از مراسم تحلیف او در مارس 1857 توسط دیوان عالی بررسی خواهد شد یا خیر. [ 36 ] بوکانان امیدوار بود که این تصمیم با صدور حکمی برای خارج کردن آن از بحث سیاسی، ناآرامیهای کشور بر سر مسئله بردهداری را فرو بنشاند. او بعداً با موفقیت قاضی دستیار، رابرت کوپر گریر ، اهل شمال، را تحت فشار قرار داد تا به اکثریت جنوبی در درِد اسکات بپیوندد تا از این ظاهر جلوگیری شود که این تصمیم به صورت جناحی گرفته شده است. [ 37 ] به گفته مورخ پل فینکلمن :
بوکانان از قبل میدانست که دادگاه قرار است چه تصمیمی بگیرد. قاضی گریر، که مانند بوکانان اهل پنسیلوانیا بود، در نقض آشکار آداب دادگاه، رئیس جمهور منتخب را کاملاً در جریان پیشرفت پرونده و بحثهای داخلی در دادگاه قرار داده بود. وقتی بوکانان از ملت خواست تا از این تصمیم حمایت کنند، از قبل میدانست که تانی چه خواهد گفت. سوءظن جمهوریخواهان مبنی بر نامناسب بودن [موضوع] کاملاً موجه بود. [ 38 ]
جین اچ. بیکر ، زندگینامهنویس، استدلال میکند که استفاده بوکانان از فشار سیاسی بر یکی از اعضای دادگاه در حال کار، در آن زمان، مانند اکنون، بسیار نامناسب تلقی میشد. [ 39 ] جمهوریخواهان با انتشار این خبر که تانی مخفیانه بوکانان را از این تصمیم مطلع کرده بود، به گمانهزنیها در مورد نفوذ بوکانان دامن زدند. بوکانان در سخنرانی افتتاحیه خود اعلام کرد که مسئله بردهداری توسط دیوان عالی کشور “به سرعت و در نهایت حل و فصل خواهد شد”. [ 40 ] [ 22 ]
تصمیم دیوان عالی کشور
[ ویرایش ]
در 6 مارس 1857، دیوان عالی ایالات متحده در حکمی با رأی 7 به 2 علیه درِد اسکات رأی داد که بیش از 200 صفحه از گزارشهای ایالات متحده را پر میکند . [ 18 ] این حکم شامل نظرات هر 9 قاضی است، اما «نظر اکثریت» همیشه محور بحث بوده است. [ 41 ]
نظر دادگاه
[ ویرایش ]
قاضی ارشد راجر تانی ، نویسنده نظر اکثریت در حکم دادگاه عالی در مورد درِد اسکات
هفت قاضی اکثریت را تشکیل دادند و به نظری که توسط رئیس دیوان عالی راجر تنی نوشته شده بود، پیوستند. تنی نظر دادگاه را با چیزی که او به عنوان مسئله اصلی در پرونده میدید، آغاز کرد: اینکه آیا سیاهپوستان میتوانند طبق قانون اساسی ایالات متحده تابعیت فدرال داشته باشند یا خیر. [ 18 ]
سوال به سادگی این است: آیا یک سیاهپوست که اجدادش به این کشور آورده شده و به عنوان برده فروخته شدهاند، میتواند عضوی از جامعه سیاسی تشکیل شده و به وجود آمده توسط قانون اساسی ایالات متحده شود و به این ترتیب از تمام حقوق، امتیازات و مصونیتهایی که توسط آن قانون اساسی برای شهروند تضمین شده است، بهرهمند شود ؟
— درد اسکات ، 60 ساله آمریکایی در 403 سالگی.
در پاسخ، دادگاه حکم داد که آنها نمیتوانند. دادگاه اعلام کرد که سیاهپوستان نمیتوانند شهروند ایالات متحده باشند، و بنابراین، دعوی قضایی که آنها یک طرف آن بودهاند، هرگز نمیتواند واجد شرایط « تنوع شهروندی » باشد که ماده سوم قانون اساسی برای صلاحیت دادگاه فدرال در رسیدگی به پروندهای که شامل مسئله قانون فدرال نمیشود، لازم میداند . [ 18 ]
منطق اصلی حکم دادگاه، ادعای تانی بود مبنی بر اینکه بردگان سیاهپوست آفریقایی و فرزندان آنها هرگز قرار نبود بخشی از جامعه اجتماعی و سیاسی آمریکا باشند: [ 18 ]
ما فکر میکنیم … که آنها [سیاهپوستان] ذیل کلمه «شهروندان» در قانون اساسی گنجانده نشدهاند و قرار هم نبوده که گنجانده شوند، و بنابراین نمیتوانند هیچ یک از حقوق و امتیازاتی را که این سند برای شهروندان ایالات متحده فراهم و تضمین میکند، مطالبه کنند. برعکس، آنها در آن زمان [از زمان تأسیس آمریکا] به عنوان طبقهای فرودست و پست از موجوداتی در نظر گرفته میشدند که توسط نژاد غالب مطیع شده بودند و چه آزاد شده باشند و چه نشده باشند، همچنان تابع اقتدار آنها باقی میماندند و هیچ حقوق یا امتیازی نداشتند، مگر از آن نوع که کسانی که قدرت را در دست داشتند و دولت میتوانست به آنها اعطا کند، اختیار داشتند.
— درد اسکات ، 60 ساله آمریکایی در 404-05. [ 42 ]
سپس دادگاه به طور گسترده قوانین ایالتهای اصلی آمریکا را که در زمان تدوین قانون اساسی در سال 1787 مربوط به وضعیت آمریکاییهای سیاهپوست بود، بررسی کرد. [ 18 ] دادگاه به این نتیجه رسید که این قوانین نشان میدهد که قرار بوده «مانعی دائمی و غیرقابل عبور بین نژاد سفید و نژادی که به بردگی تقلیل داده بودند، ایجاد شود». [ 43 ] بنابراین، دادگاه حکم داد که سیاهپوستان شهروند آمریکایی نیستند و نمیتوانند به عنوان شهروند در دادگاههای فدرال شکایت کنند. [ 18 ] این بدان معنا بود که ایالتهای آمریکا قدرت تغییر وضعیت قانونی سیاهپوستان با اعطای شهروندی ایالتی به آنها را ندارند: [ 41 ]
در این روزگار، درک وضعیت افکار عمومی در رابطه با آن نژاد نگونبخت که در زمان اعلامیه استقلال و تدوین و تصویب قانون اساسی ایالات متحده، در بخشهای متمدن و روشنفکر جهان غالب بودند، دشوار است… آنها بیش از یک قرن پیش از آن، موجوداتی از مرتبه پایینتر… و چنان پستتر تلقی میشدند که هیچ حقی نداشتند که مرد سفیدپوست ملزم به رعایت آن باشد؛ و اینکه سیاهپوستان میتوانستند به طور عادلانه و قانونی به نفع خود به بردگی کشیده شوند.
— درد اسکات ، 60 ساله آمریکایی با قد 407.
این حکم معمولاً به این تصمیم پایان میداد، زیرا با اعلام اینکه اسکات هیچ حقی برای طرح دعوی ندارد، پرونده درد اسکات را مختومه اعلام میکرد، اما تانی حکم خود را به موضوع بلافاصله قبل از دادگاه محدود نکرد. [ 18 ] او در ادامه به ارزیابی قانون اساسی مصالحه میسوری پرداخت و نوشت که مفاد قانونی مصالحه با هدف آزادی بردگانی است که در شمال خط عرض جغرافیایی 30′ 36 درجه شمالی در سرزمینهای غربی زندگی میکنند. در حکم دادگاه، این امر به منزله محروم کردن مالکان از اموال برده بدون طی مراحل قانونی توسط دولت بود، که طبق متمم پنجم ممنوع است . [ 44 ] تانی همچنین استدلال کرد که قانون اساسی و منشور حقوق به طور ضمنی هرگونه امکان حقوق اساسی برای بردگان سیاهپوست آفریقایی و فرزندان آنها را منتفی میکند. [ 41 ] بنابراین، تانی نتیجه گرفت:
اکنون، … حق مالکیت بر برده به طور مشخص و صریح در قانون اساسی تأیید شده است. … با توجه به این ملاحظات، نظر دادگاه این است که قانون کنگره که یک شهروند را از نگهداری و تملک اموالی از این نوع در قلمرو ایالات متحده در شمال خط [36°N 30′ عرض جغرافیایی] که در آن ذکر شده است، منع میکند، توسط قانون اساسی تضمین نشده و بنابراین باطل است….
— درد اسکات ، 60 ساله آمریکایی با امتیاز 451-52.
تانی معتقد بود که مصالحه میسوری خلاف قانون اساسی است و این اولین بار از زمان پرونده ماربری علیه مدیسون در سال 1803 بود که دیوان عالی یک قانون فدرال را لغو کرد، اگرچه مصالحه میسوری قبلاً توسط قانون کانزاس-نبراسکا عملاً لغو شده بود . تانی این استدلال را بر تفسیری محدود از بند مالکیت